از انعکاس
فواره های آبی که گذشتم
سراسر شب را به اندازه ی
یک سال قمری دور زدم
کلمات
در عطشی مغناطیسی
بغض کرده اند
ودر وسعتی به بیگانگی شیشه و سنگ
مینای دلم
شکننده تر از هر آهی است
در
چهار راه زمان ایستاده ام
دلم در پوست شب
نعره می کشد
ودر گردش متقاطع شب و روز
مثلث کلمات می شوم
چرا این گونه می خندی ؟
به غربت دلم
که می نگرم
خلائی جادویی
بر پوستم می نشیند
اسطرلاب قلبم را کوک می کنم
و از خطوط ساده ی عروق
که می گذرم
حسی غریب صدایم می زند :
چرا با من
چرا
این گونه می خندی ؟ ؟
+نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت1:12 بعد از ظهرتوسط آفرین | |
Home Email Night Skin
كندو-بهزادنژاداحمدي- غزل الف ميم روز مریم نظری عزیز فرشته در دوزخ حسین پناهی صغری سپهوند عباس معروفي اسد فرهمند فروغ فرخزاد مهتاب عليرضا كرمي كوروش همه خواني فخرالدين سعيدي بهمن مهرابي عليرضاعسكري م ا ن ت ا ن ا تاسپيده عليرضاعاشوري شاناي نوشته هاي داوودپنهاني دست نوشته هاي يك پزشگ روياشاه حسين زاده بيژن جلالي يغماگلرويي گروس عبدالملكيان تاج مهر Specific فتو نایت آپلود عکس گالری عکس کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین LinkDump سالهای بربادرفته(علیرضا)زن نوشتعباس معروفیگفتار سبزدر پاییز تا زانوزنی شبیه درخت(مریم نظری عزیز) کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
سالهای بربادرفته(علیرضا)زن نوشتعباس معروفیگفتار سبزدر پاییز تا زانوزنی شبیه درخت(مریم نظری عزیز)