تبليغاتX
دستنوشته های یک زن

دستنوشته های یک زن

شعر و داستان کوتاه

ماهِ نوو دوو پَنجدِری شُعلَه کَشییَه

مِه گُتِم یًه لِیل کَمَه سَروِم کَشییَه

(ترجمه : هلال ماه نو از پنجره به خانه ام شعله کشید من گمان کردم معشوق (لیلی ) است که آمده برای سرکشی وعیادتم!

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

ماه

سرک می کشد

لای جرزهای دلم

بوی دخترکان آبادی

مست می کند

شبانان بی مزد را !!

+نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت12:32 بعد از ظهرتوسط آفرین | |